
ادمک آخر دنیاست بخند
ادمک مرگ همینجاست بخند
دستخطی که ترا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
ان خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند

.
.
.
دلم گرفته امروز روز اول ساله نمی دونم باید دیگه چیکار کنم
لينک مطلب
نوشته:غریبه
تاریخ:شنبه یکم فروردین 1388
زندگی یک بازی درد اور است
زندگی یک اول بی اخر است
زندگی کردیم اما باخیم
کاخ خود را روی دریا ساختیم
لمس باید کرد این اندوه را
بر کمر باید کشید کوه را
زندگی را با همین غمها خوش است
با همین بیش و همین کم ها خوش است
باختیم و هیچ شاکی نیستیم
بر زمین خوردیم اما خاکی نیستیم

لينک مطلب
نوشته:غریبه
تاریخ:جمعه سیزدهم دی 1387
سخت است که می نوش کسی دیگر بود
شمع شب خاموش کسی دیگر بود
با یاد کسی که دوستش می داری
یک عمر در آغوش کسی دیگر بود

لينک مطلب
نوشته:غریبه
تاریخ:یکشنبه هفتم مهر 1387
همیشه فکر می کنی من دروغ می گم دیگه از زندگی خسته شدم دیگه
از اینکه هر چی بگم هیچکی باورش نشه خسته شدم هیچ وقت نخواستم بهت دروغ بگم
همیشه تا جایی که به خودم مربوط بوده بهت راست گفتم ولی تو فقط می گی من دروغ می گم
.
.
.

لينک مطلب
نوشته:غریبه
تاریخ:یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
نازنینم سلام
دوباره دلم برات تنگ شده نمی دونم چند روزه که ندیدمت نمی دونم چند روز شده که صدای
نازتو نشنیدم اخه از روزی که تو رفتی زمان واسه من متوقف شده وقتی تو نباشی گردش روز و شب
واسه من معنایی ندره وقتی فردایی نیست که تو رو ببینم بیدار شدنم از خواب چه معنایی
داره دلم گرفته نمی دونم اون چی داشت که تو رو مجذوب خودش کرد کاری کرد که خیلی
راحت از من گذشتی کاری کردی که هیچ وقت نتونستم با کسی دردو دل کنم بگم چی شد
که رفتی روم نشد بگم اونی که عاشقش بودم دلش با کس دیگه بود به خاطر کس دیگه منو
خیلی راحت فروخت ، وقتی پرسیدن چیشد مجبور شدم لبخند بزنم داشتم می سوختم ولی
خیلی راحت گفتم تموم شد
همشون گفتن چه بهتر در حالی که داشتم میمردم فقط لبخند زدم هیچی نگفتم ، نگفتم غرورمو
له کرد نگفتم تودلش جای من نبود نگفتم اونی که وتسش میمردم واسه کس دیگه می مرد ،
کسی که حرفش واسه من سند بود توی حرفاش یه حرف راست پیدا نشد
رفتی عزیزم سفرت بخیر تو اهل اینجا نبودی اره من اشتباه می کردم از اول تو عاشق نبودی رفتی
ولی اینو بدون دلم همیشه واست تنگ میشه
می دونم فراموشم کردی ولی اینو بدون که هیچ وقت فراموشت نمی کنم
.
.
.

لينک مطلب
نوشته:غریبه
تاریخ:پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
